چرا «آزادیِ بیان» در نظام اقتدارگرا شکل نمیگیرد؟
مهدی سمائی
در نظامهای اقتدارگرا رایج است وقتی کسی وضع آزادی بیان را نقد میکند و علیه سانسور سخن میگوید، به سرعت با این پاسخ روبرو میشود: اگر آزادی بیان نبود که نمیتوانستی این طور حرف بزنی و گیر نیفتی! به عبارت دیگر، همین که تو میگویی وضع آزادی بیان بد است، به گونهای پارادوکسیکال خلاف محتوای حرفت را ثابت میکنی و نشان میدهی آزادی بیان وجود دارد!
چه چیز در این «استدلال» غلط است؟ به عبارت دیگر، چرا وقتی کسی وضع آزادی بیان را نقد میکند، و کسی جلویش را نمیگیرد یا او را «در گونی» نمیاندازد یا «دندان»اش را «خُرد» نمیکند یا «خون»اش را نمیریزد یا «پرینت توییتها» را در حلق او فرو نمیکند، لزوماً به این معنا نیست که برای او آزادی بیان وجود دارد؟ چرا وقتی کسی نظام حکمرانی را از حیث نقض آزادی بیان سرزنش میکند و مورد تعقیب و آزار قرار نمیگیرد، لزوماً اینگونه نیست که در وضعِ آزادی بیان به سر برد؟
برای فهم پختهی حقوقی از آزادی بیان، باید پاسخی پخته به این پرسش دهیم: چه زمانی میتوانیم بگوییم از آزادی بیان بهره میبریم؟ در ادامه برخی شرایط لازم برای تحقق آزادیِ بیان را روایت میکنم.
*************
اولین شرطِ «آزادیِ بیان» را میتوان در قالبِ «عدمِ مداخله» صورتبندی کرد:
شرط یکم: وقتی آزادی بیان داریم که از جمله: شخص یا نهادی ما را سانسور نکند یا پس از بیان افکارمان ما را به طور خودسرانه مورد تعقیب کیفری یا آزار قرار ندهد.
اما این سناریو را فرض کنید: در یک نظامِ اقتدارگرا، مقامات حکومتی تصمیم میگیرند عدهای از مخالفان یا منتقدان را به حال خود بگذارند، به این معنا که نه آنها را سانسور میکنند و نه آنها را به دلیل اظهاراتشان مورد تعقیب یا آزار قرار میدهند. آیا این افراد از آزادی بیان برخوردارند؟ پاسخ منفی است. چرا؟ چون آزادی بیان به صِرف عدم مداخله (عدم سانسور، آزار یا تعقیب) محقق نمیشود، بلکه به شرط دوم هم نیاز دارد:
شرط دوم: وقتی آزادی بیان داریم که از جمله: اطمینان متعارف داشته باشیم که سانسور نمیشویم یا با بیان ایدهها و افکارمان شخص یا نهادی به طور خودسرانه ما را مورد تعقیب کیفری یا آزار قرار نمیدهد.
این شرط دوم، سوبژکتیو و ذهنی است. اما در نظام اقتدارگرا اصولاً برای افراد-دستکم برای مخالفان یا منتقدان- این اطمینانِ متعارف به وجود نمیآید. چرا؟ از جمله چون شرط سومِ آزادی بیان محقق نمیشود:
شرط سوم: وقتی آزادی بیان داریم که از جمله: اگر استثنائا شخص یا نهادی ما را سانسور کرد یا به طور خودسرانه مورد تعقیب کیفری یا آزار و اذیت قرار داد، مرجعِ-ترجیحاً قضاییِ- مستقل و بیطرفی وجود داشته باشد که نزد آن قانونمندیِ رفتار شخص یا نهادِ مذکور را به پرسش بگیریم و امکان واقعی وجود داشته باشد که او منع شود و/یا با ضمانتاجرا روبرو شود.
این شرط سوم اصولاً در نظمِ اقتدارگرا حاصل نمیشود. در جای دیگر نشان دادهام «استقلالِ نهادها» مگر در نظام دموکراتیک به طور مطلوب به دست نمیآید. علاوه بر اینها شرطهای دیگر هم قابل ذکر است.
بر اساس شرطهای بالا، پاسخ این است: صِرف عدم سانسور یا عدم تعقیب یا عدم آزار، به معنای وجود آزادیِ بیان نیست. اینکه مقامات به دلیل مصلحتسنجی یا ناتوانی از تعقیب گسترده یا به هر دلیل دیگر فرد یا مجموعهای از افراد را سانسور نکنند یا به دلیل بیانشان مورد تعقیب یا آزار قرار ندهند، به این معنا نیست که فرد یا افراد مذکور از آزادی بیان برخوردارند. آنها وقتی از آزادی بیان بهرهمند بودند که حتی اگر مثلاً «مِیلِ» مقامات تغییر میکرد و «هَوَس» میکردند افراد را مورد سانسور یا آزار یا تعقیب قرار دهند، نهاد مستقل و بیطرفی در دسترس افراد بود که در برابر مقامات از بیانِ آزاد آنها حمایت کند.